تست رایگان دوقطبی-بایپولار

تست رایگان افسردگی

سوال بپرسیدبه سوالات دیگران نگاهی بیندازید

برای اطلاعات بیشتر یا ثبت سفارش ترجمه کلیک کنید.

صفحه اینستاگرام بایپولار دوقطبی
اینستاگرام بایپولار دوقطبی
شهریور 3, 1397
Lamotrigine قرص لاموتریژین
قرص لاموتریژین Lamotrigine
شهریور 19, 1397

تلگرام مجله آنلاین بلوبری، دوست روان منکانال تلگرام دوقطبی، بایپولاربنفش بری،کانال تلگرام افسردگی

تست رایگان اختلال دوقطبی بایپولار گلدبرگ

راهنما: این پرسش ها را بر اساس آنچه به طور معمول در زندگی خود تجربه کرده اید پاسخ دهید. اگر معمولاً حالت های خاصی را تجربه کرده اید ولی اخیراً برخی از آنها تغییر کرده است شما آنچه “معمولا” تجربه کرده اید را به عنوان پاسخ خود وارد کنید.

به تست دوقطبی/ بایپولار خوش آمدید

اگر شما هم با ناراحتی های طولانی مدت، اضطراب و بی قراری ها، بی حوصله شدن و بی انگیزگی، پرخوری یا بی اشتهایی، کمخوابی یا پرخوابی و چنین مشکلاتی دست پنجه نرم کرده اید، حتما تا به حال این سوالات به ذهن شما رسیده است که آیا افسردگی دارم؟ آیا دوقطبی دارم؟ آیا مشکلی جدی است یا گذراست؟ امید است که تست آنلاین رایگان دوقطبی بتواند شما را در شناخت مشکلات خود یاری کند.

تست اختلال بایپولار علمی که توسط ایوان گلدبرگ روانپزشک و روان داروشناس آمریکایی طراحی شده است، برای اولین بار به صورت تست آنلاین توسط سایت بایپویار به صورت اختصاصی تهیه شده است. تست دو قطبی آنلاین به صورت رایگان توسط وبسایت بایپویار برای همگان به صورت رایگان ارائه شده است.

برای دریافت نتایج دقیق تر از این آزمون شما باید حداقل ۱۸ سال سن داشته باشید و حداقل یک بار دوره های افسردگی را نیز تجربه کرده باشید.

توجه داشته باشید که نباید نتایج این تست را به عنوان تشخیص پزشکی در نظر بگیرید.

(برای آغاز تست دکمه بعدی را فشار دهید)

1-بعضی مواقع بسیار پر حرف تر هستم و یا خیلی سریع تر از معمول صحبت می کنم.

2-بعضی مواقع بوده است که بسیار فعال تر بودم و یا کارهای بیشتری نسبت به معمول انجام میدادم.

3-حالت های روحی را تجربه می کنم که خیلی با سرعت و یا تحریک پذیر و زودرنج هستم.

4-مواقعی بوده است که همزمان هم احساس در اوج و سرخوش بودن و هم احساس افسرده و در قعر بودن را  داشته ام.

5-گاهی میل جنسی ام بسیار بیشتر از معمول بوده است.

6-میزان اعتماد به نفس من،  از اعتماد به نفس خیلی زیاد تا اعتماد به نفس ضعیف نوسان دارد.

7-اختلاف گسترده ای میان  کیفیت و کمیت کارمن وجود دارد. (مثلاً 5 ساعت درس خوانده ام ولی در واقع متوجه میشوم چندین ساعت از آن اصلا موثر نبوده است.)

8-بدون اینکه دلیلی  وجود داشته باشد گاهی بسیار خشمگین پرخاشگر و یا کینه ای بوده ام.

9-بازه های زمانی وجود داشته است که ذهنم عمل می کرده است و در برخی زمان های دیگر بسیار فکر خلاقی داشته ام.

10-در بعضی مواقع بسیار علاقه مند به بودن و معاشرت با دیگران بوده ام  و گاهی دیگر فقط میخواستم که با افکارم تنها باشم.

11-مواقعی بوده است که مثبت اندیش بوده ام و زمانی دیگر بسیار منفی نگر بوده ام.

12-زمان هایی بوده است که اشک میریخته ام و گریه می کردم و زمان های دیگر بیش از حد می خندیده ام و شوخی می کرده ام.

نام
رایانامه(ایمیل)
شماره همراه
جنسیت
سن
تحصیلات
شهر
error

اینستاگرام مجله آنلاین بلوبری، دوست روان مناینستاگرام دوقطبی، بایپولاربنفش بری،اینستاگرام افسردگی

8 دیدگاه ها

  1. محمّد گفت:

    ۱۷ ساله‌ام.من به روانپزشک مراجعه کردم. من دقیقاً تشخیص ایشون رو نمی‌دونم چون برای تشخیص مبهم حرف می‌زنن انگار که نمی‌خوان من بدونم. فقط حدس می‌زنم که چی فکر می‌کنن بابت تجویز قرص‌های لاموتریژین و سرترالین. تنها چیزی رو که تقریباً مستقیم گفتن، وسواس خفیف بود اما مشکوکم به تشخیص ایشون، چون حتی خودم هم خودم رو نمی‌فهمم. همه‌ش بین نسبت‌ها گیر می‌کنم توی فکر کردن و حتی وقتی می‌خوام خودمو برای روانپزشکم توضیح بدم، توی همون جلسه حتی یا حداقل روزهای بعد منکر حرف خودم می‌شم. در کنار این، علاوه بر احساس بی‌ثباتی غم و شادی، نشانه‌های اختلالات مختلف رو در شخصیتم به صورت پراکنده و حتی در روزهای پراکنده می‌بینم. تقریباً هر روز به یه آیندهٔ جدید فکر می‌کنم و تصمیم به خودکشی و فرار و به شکل مثبتش، موفقیت درسی و چیزهای دیگه می‌گیرم اما بهشون عمل نمی‌کنم و اینو خودم هم می‌دونم که قرار نیست عمل کنم اما در لحظه برام خیلی جدیه مثل یه مسئلهٔ نظری صرف و مهمتر اینکه اصلاً روز بعد اون آدمه نیستم که بخوام حرف‌های روز قبلمو قبول کنم. در حال نوشتن همین متن هم مثل اکثر گفتگوهام لغات رو عوض می‌کنم، حتی شاید نقطهٔ مقابل چیزی که خواستم بگم یا تایپ کنم رو نوشتم و احساس می‌کنم نمی‌تونم تصمیم بگیرم، انتخاب کنم، فکر کنم و چیزهایی شبیه این. روانپزشکم در مورد خطاهای شناختی گفت، درباره‌شون مطالعه کردم و فکر می‌کنم هیچ‌کدام رو ندارم چون بر اساس تست‌های متعدد MBTI، همیشه INTP Logic می‌شم و اکثر خطاهای شناختی رو راحت تشخیص می‌دم. در مورد اضطراب اجتماعی‌مون کتاب معرفی کردن و نقل به مضمون می‌کنم ازشون که گفتن یه سری فکرای نیمه‌خودآگاه داریم که باعث احساسات و درنتیجه رفتارهایی می‌شن که ممکنه اختلال محسوب بشن و با این کتاب می‌تونی اون‌ها رو گیر بندازی و همچین چیزی. در مورد خوشحالی‌های دیوانه‌وار هر از گاهی‌م گفتم و اینکه در ماه ممکنه یه چهار بار یهویی یه چیزی که آنچنان هم خوشحال‌کننده نیست منو به دیوانگی می‌کشونه و نسبت به آدما، طبیعت، مفاهیم، رنگ‌ها و کلا جهان‌شمول اونجا احساس بسیار نزدیکی می‌کنم با کیهان به شکل شبه‌عرفانی و با وجود اینکه من آدم درونگرایی هستم و اضطراب اجتماعی به یه فرمی تجربه می‌کنم اما اونجا کاملا بی‌قید می‌شم و لذت می‌برم. یه چیزی شبیه اختلال کندن مو دارم با تفاوت اینکه من یه قسمتی موی سرم رو به شکلی وسواسی، خارش می‌دادم حس می‌کردم موهای اون قسمت یه جنس متفاوت داره از جاهای دیگه و همه‌ش تارهای موی اون قسمت رو از هم جدا می‌کردم تا اینکه نه به دلیل این وسواس اما کچل کردم و دیگه خیلی خیلی کم برام اتفاق می‌افته. روانپزشکم تو توضیح داروها گفت یکیشون بهت انرژی می‌ده تا بتونی به درسات برسی چون شکایت کردم برای بی‌حوصلگی درسی شدید که نمی‌خوامش و داروی دیگه‌ای که گفتن این بالانس ایجاد می‌کنه و باز نمی‌ذاره که خیلی پرانرژی بشی. تو اون جلسه در مورد یه نمودار خلقی هم با هم صحبت کردیم که حالت عادیش سینوسی اما تو یه عرض محدود بود و مال من یه خط صاف افسرده با جهش‌های هر از گاهی‌ای که من بهشون می‌گم دیوانگی. تو یه بازهٔ دو ساله از اطرافیان همچین چیزهایی رو شنیدم از اشخاص متفاوت که مثلاً من فوق‌العاده بی‌احساس و سردم با وجود اینکه خودم خودم رو هایپر می‌دونم در خودارضایی. قبل از همهٔ این‌ جلسات روانپزشکی یک دوستم که اختلال عدم تمرکز و بیش‌فعالی داشت و بابت همین در مورد اختلالات زیاد می‌دونست و با هم رابطهٔ عاطفی داشتیم، بهم گفت شاید بای‌پولار باشی و البته بابت همین عدم ثبات خلقی من هم رابطه‌مون خراب شد و اینکه یک روز شبیه درد و دل به من گفت هربار که قصد داشتم بهت پیام بدم خدا خدا می‌کردم که مودت عوض نشده باشه و این‌ها. نمی‌دونم. همین الآن هم احساس می‌کنم خیلی بخش بای‌پولاریته رو پررنگ کردم و دارم اشتباه فکر می‌کنم. حرف زیاده، وقت بخیر.

    • Negar گفت:

      سلام
      من علائمی مث شما دارم ولی همش نه بببین اون قسمتیبود میگین خودم انگار خودمو درک نمیکمم منم اینجوریم ,یا بعضی موقع هایه چیز کوچک ایقد انرژی میده بهم که درنظر بقیه غیر عادیه,یا اینکه بعضی موقع هاازنگاکردن به بقیه خوشم میاد یه حس خوبه انگار دقیقا با ای دنیا ارتباطی ندارم, بعد یه چیز دیگه یه روزایی ایقد بهم خوش میگذره که قابل توصیف نیست برام ولی شب که میشه ناراحت و غمگین میشم ولی هیچوقت پرخاشگر نبودم خودم به نظر خودم رفتارم عادیه ولی یه نفر که خودشو دوقطبی میدونه به من گفته که علائمشو داری الان ب نظر شما من نیاز به دکتر دارم

  2. محمد بخشی گفت:

    به نظر من دو قطبی مبنای علمی درستی نداره و حتی میشه اون رو به چالش کشید منتها بررسی این موضوع در قالب صرفا یک کامنت امکان پذیر نیست من با اختلال افسردگی صد در صد موافقم چون این اختلال روانی رو پشت سر گذاشتم در حال حاضر هم دارم درس میخونم و هم به سر کار می رم ولی متاسفانه روانپزشکها من رو از لحاظ سلامت روانی باور ندارن و هر روز داروی جدیدی رو به من تحمیل میکنن انگار من موش آزمایشگاهی هستم دوستان عزیزم داستان ما آدمهایی که دوران افسردگی رو پشت سر گذاشتن داستان جنگ امیدواری با نا امیدی هست که اگر به خدا توکل کنیم پیروز میدان ما هستیم باز هم میگم به عنوان کسی که افسردگی شدیدی رو پشت سر گذاشته به هیچ
    عنوان به مزخرفاتی مثل دو قطبی هیچ اعتقادی ندارم یا علی.

    • سارا گفت:

      اعتقاد دارین چون پشت سر گذاشتین من هم به دوقطبی اعتقاد دارم چون دارم باهاش دست و پنجه نرم میکنم

  3. Hosein گفت:

    سلام حسین هستم ۲۴ساله از اصفهان
    اینستاگرام @hoseinmoazeni_org
    من مدت ۴ساله که احساس میکنم باید خودکشی کنم و کارهام و تو این دنیا انجام دادم و الان وقت رفتنمه گاهی بیش از حد میخندم و گاهی خسته و دپرسم گاهی ورزش میکنم و گاهی سیگار میکشم حس بدی دارم و شاید این برای صدای های توی سرمه که همش باهامه و صدام میکنه شاید واسه
    شخصیه ک دنبالمه و همش میبینمش بی خوابی های طولانی مدت شاید سه یا چهار روز بدون تحریف رفتن انرژیم و خوابیدن های دو روزه بدونه بیدار شدن تو خوابم هم آرامشی نیست یکسره کابوس میبینم و کل خواب ۴۸ ساعتم رو ۱۰ دقیقه حس میکنم نسبت به همه بدبینم و از همه کینه به دل دارم در حالی که اصلا نمیشناسمشون پزشکی که معالجم کرد میگفت مبتلا به چندین جنونم که قابل درمان نیست و گذر زمان شاید درستش کنه نظر خودتون و بازگو کنید به راهنمایی شما نیازمندم

    • kamal گفت:

      من خودم بیمار نیستم ولی خانمم بیماره. زندگی با یه آدم دوقطبی خیلی سخته ولی غیر ممکن نیست . به هر حال شما هم همون علائم خانم بنده رو دارین و بیما هستین و نیازمند درمان . به پزشک مراجعه کنین و از درمان نترسین . خدا با ماست

    • رضا گفت:

      درمورداسکیزوفرنی مطالعه کنید

  4. رضا گفت:

    درمورداسکیزوفرنی مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *