تست رایگان دوقطبی-بایپولار

تست رایگان افسردگی

سوال بپرسیدبه سوالات دیگران نگاهی بیندازید

برای اطلاعات بیشتر یا ثبت سفارش ترجمه کلیک کنید.

فراخوان ارسال سرگذشت افراد دارای اختلال دوقطبی/بایپولار
ارسال سرگذشت افراد دارای اختلال دوقطبی/بایپولار
اردیبهشت 2, 1398
سرگذشت بهروز دارای اختلال دوقطبی
سرگذشت بهروز دارای اختلال دوقطبی
اردیبهشت 17, 1398
سرگذشت افراد دارای اختلال دوقطبی غنچه

سرگذشت افراد دارای اختلال دوقطبی غنچه

تلگرام مجله آنلاین بلوبری، دوست روان منکانال تلگرام دوقطبی، بایپولاربنفش بری،کانال تلگرام افسردگی

غنچه (نام مستعار) 29 سال دارد، و 2 سال قبل یعنی در سن 27 سالگی اختلال دوقطبی در او تشخیص داده شد. و هم اکنون 2 سال است که تحت درمان است. او آغاز تجربه ی خود را این گونه بیان می کند:

“از اول که به طور ناگهانی و ناخواسته بیمار شدم. یعنی وقتی یه خودم اومدم که دچار حملات عصبی.هذیان گویی.توهمات شدید. شنیدن صدا.و درد در تمامی نواحی بدنم و میل جنسی بسیار بالا و خشکی شدید پوست و واژن بودم. به سختی با این شرایط کنار اومدم.خیلی خیلی سخت و دردناک .روزها و شبها مثل یک انسان معتاد که مواد به او نرسیده به خودم میپیچیدم. داد میزدم. حمله میکردم. ناراحت و عصبانی بودم. و به زمین و زمان نفرین میکردم.”

او درباره ی آغاز درمان و دارو هایی که مصرف می کند و عوارض آن ها می گوید:

“من روزهای اول مشت مشت قرص میخوردم. جوری که همش خواب بودم. قرص ها بهم نمیساخت. حالت تهوع میگرفتم. با جون کندن تحمل میکردم چون دکترم گفته بود. راستی اینم بگم من تو دوره بیماریم ان قدر پارانوئید داشتم که هیچ دکتری رو قبول نمیکردم. فکر میکردم به درد نمیخوره. اما تا اینکه با کسی آشنا شدم به اسم دکتر پریوش خدرزاده تو درمانگاه صنیع خانی اون زندگی من و نجات داد. اون تنها کسی بود که تو بدترین شرایط بیماریم تونست منو مجاب به درمان کنه. ازش ممنونم و همیشه دعاگوش هستمایشان در روانپزشکی نابغ ای باورنکردنی هستند. در حال حاضر قرص دپاکین میخورم و سیتالوپرام. از عوارض این داروهام که همه میدونن ریزش موی شدید… چاقی مفرط..تنبلی… خواب ألودگی… عدم تمرکز… حتی افکارخودکشی….”

آیا تاکنون تجربه ی خودکشی و یا افکار خودکشی داشته اید؟ چگونه از پس آن برآمدید؟

بله تجربه ی افکار خودکشی داشتم …ِ از خدا کمک گرفتم و او کمکم کرد

او در پاسخ به این سوال که “آیا خانواده تان به آسانی اختلال شما را پذیرفت؟ آیا خانواده ی حمایتگری دارید؟” می گوید:

از طرف همسرم و خانواده او یه هیچ عنوان و به هیچ عنوان پذیرش نداشتم و بدترین توهین هاو تهمت ها را هنگام بیماری از زبان همسرم و خانواده همسرم شنیدم. در بهت و شوک کامل به سر میبردم. زندگی را تمام شده میدیدم و هیچ نقطه امیدی نداشتم. وحشتناک بود.غیر قابل وصف. ولی خانواده خودم بخصوص مادرم خیلی مرا همراهی کرد.

او درباره ی اهمیت پذیرش و حمایت خانواده می گوید:

مادرم را عاشقانه دوست دارم. اگر او و کمکهای خاله ام نبود، من هم نبودم.

او به خانواده افراد دارای اختلال دوقطبی توصیه می کند:

توصیه ام به تمامی خانواده های دو قطبی اینکه ماهارا درک کنید. تو رو بخدا ما فقط مریض هستیم نیاز به تایید و محبت هر چه بیشتر شما داریم. حتی توهمات و هذیان های مارا پذیرا باشید. چون در آن زمان ما از خود اختیاری نداریم. مثل یک مجنون ادواری هستیم. ما نیاز به محبت زیاد از طرف شما داریم.

او درباره ی وضعیت شغلی و تحصیلی خود و مشکلاتی که در این رابطه دست و پنجه نرم می کند می گوید:

من در ابتدا که بیکار بودم. و برای یک بیمار دوقطبی بیکاری وحشتناک است و باعث بدتر شدن اوضاعش میشود.پراکندگی.بی برنامگی.خواب.بیکاری.بی هدفی.مفید نبودن. کاهش اعتماد به نفس.کاهش عزت نفس و …. خ مسایلی است که به دنبال بیکاری سراغم آمد و مرا به نفس نفس انداخت. تصمیم گرفتم کاری کنم. در حوزه ثبت نام کردم. ان قدر رفتن به محیط درس و درس خواندن با وجود مریضیم برایم سخت بود که خودم را میکشیدم تا به سر کلاس بروم ولی به زور میرفتم چون چاره ای نداشتم این تنها امید زنده ماندن من بود… کم کم محیط سالم و جو بانشاط و دوستان جدید روحیه ام را تغیر داد.خ طول کشید اما بالاخره معجزه اتفاق افتاد و من روز به روز بهتر میشدم…. مشکل عدم تمرکز شدید در کلاس داشتم… خواب آلودگی… درد در ناحیه بدنم و احساس خشکی زیاد…. اما خودم را مجبور به حضور در کلاس میکردم و از خدا کمک میگرفتم

او در پاسخ به سوال به غیر از درمان دارویی از چه فعالیت هایی برای بهبود حالتان استفاده کرده اید و فکر می کنید تا چه حد برایتان مفید بود؟ می گوید:

“من بسیار بسیار درمورد بیماری ام مطالعه کردم. تمام سایت ها را زیر و رو کردم. کتاب های روانشناسی خواندم و صوت دوقطبی دکتر هولاکویی را کامل گوش کردم. بسیار برایم مفید بود. و خودم و بیماری ام را بهتر شناختم”

او درباره ی تاثیر وبسایت بایپویار و پیج ها و کانال های وابسته به آن (بایپویار، بلوبری مگ، بنفش بری) می گوید:

“بله البته که تاثیر دارد… در کل اینکه من نمیدانستم مثل من هم افرادی بیمار هستند …. و شاید گفتن این حرف درست نباشد اما خوشحالم که تنها نیستم و خوشحالم کسانی مثل شما به ما اهمیت میدهید و برای ما فعالیت میکنید…. ازتون مممنومممممم”

او به پرسش “آیا به غیر از روانپزشک از روانشناس/مشاور نیز کمک دریافت کرده اید؟ تا چه اندازه برایتان مفید بود؟” اینگونه پاسخ می دهد:

از روانشناس هم کمک گرفتم اما نتوانست مثل روانپزشکم بهم کمک کند.

او در پاسخ به این پرسش که “آیا در محل زندگی شما دسترسی به روانپزشک و روانشناس و تهیه داروهای تجویز شده آسان است؟ هزینه ی آن ها چطور؟” میگوید:

بله در نزدیکی زندگی من دسترسی به دکتر خدارو شکر خوب است. چون همسر من بیمه است. اما برای کسانی که بیمه نیستند هزینه ها خیلی بالاست

او درباره ی تاثیر اختلال دوقطبی بر روابط جنسی و عاطفی اش می گوید:

روابط جنسی ام بکلی مختل شد و شده…. تا قبل از مریضی ام به شدت گرم بودم اما با آمدن مریضی ام و خوردرن داروها الان میتوانم بگویم که اصلا نمیدانم میل جنسی چیست؟ افتضاح است واقعا. روابط عاطفی ام که بهم ریخته با همه درگیر میشدم… با همسرم مدام دعوای وحشتناک…. دست به یقه میشدیم…. دوبار ظرف شکوندم و …

پیام او به دیگر افراد دارای اختلال دوقطبی:

خدا خیلی بزرگ است…. وقتی یک چیزی را از انسان میگرد قطعا چیز خیلی خیلی باارزش تر و بهتر و بزرگتری میخواهد به ما بدهد… قرار است بعد از مریضی ما اتفاقات خ خوب و بزرگی در زندگی ما رخ دهد…. منتظر دیدن معجزه باشید… و از نقاط ضعفتان پله های صعود و پیشرفت بسازید … من مطینم که ما میتوانیم

شما هم می توانید سرگشذت خود را برای ما ارسال کنید؛

خیلی ساده است کافی است به این صفحه بروید و به سوالات پاسخ دهید.

error

اینستاگرام مجله آنلاین بلوبری، دوست روان مناینستاگرام دوقطبی، بایپولاربنفش بری،اینستاگرام افسردگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *